در مدرسه ي حکيمانه

حکمت يعني دانستن اين که «چه بايد کرد؟» و «چرا؟» و يا «چه نبايد کرد؟» و «چرا؟». مثلا ً در اين موقعيت، من چه بايد بگويم؟ يا چه نبايد بگويم؟ چرا؟ و يا من چه بايد بکنم؟ چه بايد نکنم؟ و چرا؟
مي توان گفت، مفهوم مخالف «حکمت»، «حماقت» است. به عبارت ديگر، گفتار و کردار حکيمانه، يعني گفتار و کردار به موقع، به جا، هدفمند، مؤثر، صريح و صديقانه که طبعاً شکل ابتکاري خواهد داشت نه تقليدي و طوطي وار. شخص حکيم کسي را نگويند که درس حکمت خوانده است يا مدرک تحصيلي عالي دارد، بلکه شخصي است که گفتارها و کردار هايش حکيمانه اند. و چون گفتار و کردار طبعاً پندارها يا افکار و عقايد شخص را منعکس مي کنند، بنابراين شخص حکيم طبعاً از معرفت برتري برخوردار خواهد بود و آن هم عمدتاً نمايان گر ذهن سالم، پويا، فعال، بيدار و باز است.
معرفت يا شکل نظري حکمت، دو منبع بنيادي دارد:
الف) منبع سرشتي يا ژني يا آمادگي (استعداد) طبيعي
ب) منبع يادگيري از الگوها.
چون مدرسه و مدرسه رفتن و تحصيل رسمي، پديده هاي اجتماعي محيطي و آموخته هستند، بنابر اين حکيم بودن يا حکيم شدن معلمان و مديريت حکيمانه ي مدرسه و فعاليت هاي آموزشي آن و فعاليت هاي يادگيري محصلان، طبعاً و عمدتاً «آموخته» يا «محيطي – اجتماعي» تلقي خواهند شد که هرگونه تغيير و تحول در آن ها،عمدتاً امکان پذير است.

به عبارت ديگر، همه ي افراد بشر، شايد همه ي موجودات عالم، و تقريباً بدون استثناء، نوعي استعداد (يا آمادگي) طبيعي مشترک دارند؛ البته با درجات متفاوت و آن استعداد فرايند «شدن» (صيروت) يا تغيير يافتن است. آشکار ترين نشانه ي اين فرايند طبيعي همگاني، «افزايش سن» يا بزرگ شدن و سرانجام از بين رفتن يا به شکل ديگر در آمدن است.
وجود همين فرايند طبيعي (شدن) است که در آدمي، درجه يا ميزان بسيار بالا و مداومي دارد و پيدايش ضروري فرايند «تربيت» يا آموزش – پرورش را ايجاب کرده است تا به انسان کمک کند که از تغييرات رفتاري مطلوبي برخوردار شود، استعدادهاي خداداي خود را شکوفا کند و به روش ها و شکل هاي سالم و موقتي مورد استفاده قرار دهد.
مديريت مدرسه اي که حکيمانه اداره مي شود و از معلمان و مدير حکيم برخوردار است، به پرسش هايي از اين گونه، معمولاً پاسخ هاي مثبت مي دهد و مي تواند آن ها را درست تحليل و تيين کند:
- آيا مقررات آموزشي- علمي و انضباطي مدرسه، به خوبي رعايت مي شوند؟
- آيا دانش آموزان در تهيه و تدوين اين مقررات شرکت مي کنند؟ و به راحتي نظرهاي خود ار مي گويند؟
- آيا پاداش ها، تنبيه ها و امتيازها به خوبي و عادلانه توزيع شده اند؟ يا توزيع مي شوند؟
- آيا معلمان و دانش آموزان در اجراي تصميمات مدرسه در حوزه ي آموزشي و اداري مدرسه، صادقانه همکاري مي کنند؟

- آيا همه ي دانش آموزان در برنامه هاي فعاليت هاي فوق برنامه شرکت مي کنند؟ و راحت از آن ها استقبال مي کنند؟
- آيا همه ي معلمان و دانش آموزان بهداشت محيط مدرسه را رعايت مي کنند؟ مثلاً همگان براي تميز و سالم نگه داشتن آن مي کوشند؟
- آيا تفاوت هاي فردي معلمان و دانش آموزان به خوبي رعايت مي شوند؟
- آيا حل تعارض هاي پيش آمده ي احتمالي، امکان دارد؟
- آيا دانش آموازن داراي استعدادها يا توانمندي هاي متفاوت، به همکاري با يکديگر و احترام متقابل تشويق مي شوند؟
- آيا جّوي وجود دارد که همه ي دانش آموزان احساس کنند به جامعه ي مدرسه تعلق دارند و مطروديتي وجود ندارد؟
- آيا دانش آموزان و حتي معلمان از لحاظ بدني و عاطفي – روان شناختي احساس سلامتي مي کنند؟
- و ...
برچسب ها :


