در سوگ استاد
روز شنبه 10/12/1392 مطلع شدم استاد فرزانه و گرانقدرم جناب آقاي دکتر علي اکبر شعاري نژاد دار فاني را وداع و به ديار باقي پيوسته اند . ضايعه از دست دادن مردي از ديار علم و اخلاق در باورکساني همچون ما که شاگردي ايشان جزء افتخاراتمان و تواضع و اخلاق کريمه شان جز ء سر مشقهاي هميشگي زندگيمان است در باور نخواهد گنجيد .
خدايش بيامرزاد روح و روانش شاد و يادش گرامي باد
چه
خوش افسانه مي گويي به افسون هاي خاموشي
مرا از ياد خود بستان بدين خواب فراموشي
ز موج چشم مستت چون دل سرگشته برگيرم
كه من خود غرقه خواهم شد درين درياي مدهوشي
مي از جام مودت نوش و در كار محبت كوش
به مستي ، بي خمارست اين مي نوشين اگر نوشي
سخن ها داشتم دور از فريب چشم غمازت
چو زلفت گر مرا بودي مجال حرف در گوشي
نمي سنجد و مي رنجند ازين زيبا سخن سايه
بيا تا گم كنم خود را به خلوت هاي خاموشي
شگفتا :وقتی که بود نمی دیدم ،وقتی می خواند نمی شنیدم،وقتی که دیدم که نبود،وقتی شنیدم که نخواند!
چه غم انگیزاست وقتی چشمه سرد و زلال در برابرت، می جوشد و می خروشد و می خواند ومی نالد، تشنه آتش باشی و نه آب، و چشمه خشکید , از آن آتش که تو تشنه آن بودی بخار شد و به هوا رفت، و آتش کویر را تافت، و در خود گداخت و از زمین آتش روئید واز آسمان آتش بارید تو تشنه آب گردی و تشنه آتش وبعد، عمری گداختن ازغم نبودن کسی که تا بود از غم نبودن تو می گداخت.
برچسب ها :


