مدیران و معلمان حکیم

- مدیران و معلمان حکیم از استقلال فکری بر خوردارند و جزو اشخاص یا گروه های خاصی نیستند و آن ها را تبلیغ نمی کنند.
- از نوعی استقلال فکری برخور دارند که زیر بنای استقلال عملی و غیر تقلیدی است و شرط عمده ی خلاقیت اندیشه است.
- به سبد یادگیری معتقدند و آن را در مدرسه و کلاس های خود تشویق می کنند؛ از این قرار:
• یادگیری چگونه و از کجا یادگرفتن.
• یادگیری چگونه سالم و شاد زیستن.
• یادگیری چگونه به کار بردن آموخته ها در حل مسائل واقعی زندگی.
• یادگیری چگونه با دیگران زیستن و افکار و فرهنگ های متفاوت را تحمل کردن.
• یادگیری چگونه شهروندی فعال و موثر شدن.
• یادگیری چگونه جهانی اندیشیدن و بومی عمل کردن.
• یادگیری مدیریت زمان و تعارض های احتمالی آن.

• یادگیری چگونه متفاوت اندیشیدن، آزادمنشانه اندیشیدن، باز اندیشیدن و فراتر اندیشیدن.
• به طور کلی، یادگیری مهارت های اساسی برخورداری از زندگی خودی – اجتماعی سالم و شاد، توأم با عشق، امید،ایمان، اعتماد، اعتدال و جرئت.
• یادگیری چگونه شکوفا ساختن استعدادهای خود و رشد و گسترش دادن و سودمند ساختن آن ها برای خود و دیگران.
• یادگیری چگونه به دیگران در تغییر رفتارشان کمک کردن.
• یادگیری خود بودن، لکن خود محور و خودمدار یا خود معیار نبودن.
• یادگیری لذت بردن از هنر و تمرین هنرمندی، خصوصاً در حوزه ی موسیقی.
• یادگیری چگونه برخوردار شدن از صراحت، صداقت و رفاقت در ارتباط با مردم.
• یادگیری چگونه با زمان حرکت کردن و از قافله عقب نماندن و محتاج دیگران نشدن.
بدیهی است که برای برخورداری جامعه از مدیران و معلمان حکیم، دو شرط بسیار مهم و ضروری است:
اول: وجود مرکز تربیت معلم حکیم یا مرکز تربیت معلمانی که حکیمانه اداره می شود.
دوم: تأمین همه جانبه ی معلمان و مدیران آموزشی و ارزشمند تلقی کردن آن ها در عمل، و رعایت احترام همه جانبه ی ایشان.
برچسب ها :


